روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

513

شرح شطحيات ( فارسى )

بحر لعنت فرورفت . امر را بگذاشت افراد قدم را . ( 982 ) غريب گفت « لعنتش كردند ، چون برسيد بتفريد . براندندش از در ، چون طلب فردانيّت كرد . » ( 983 ) قال : كجاست حدثان از فردانيّت ؟ لاجرم حقّش حوالت به خدمت مخلوق « 5 » كرد - يعنى آدم - و چنين سزاوار بود از مشاهدهء فردانيّت . بود او كه بود ، زيرا كه در سرّ وى رؤيت خيريّت بود ( و ) از نفس خود انائيّت مىجست « 7 » . آنچ درو بود ، پيدا شد بعد از گفتن اسجد . ( 984 ) غريب گويد كه « چون گفتند كه اسجد ! گفت : لا غير ! گفت : و انّ عليك لعنتى الى يوم الدين . گفت : لا خير . » « 10 » ( 985 ) قال : غير را نفى كرد چون غير ديد ، ليكن آنجا غير نبود . امر التباس در عين جمع و رؤيت مشتبه شد . اگر بشناختى ، لا خير نگفتى ، زيرا كه او به نظر بآدم از فردانيّت فرد محتجب شد . و اگر نه ، طالب فرد بآدم و عالم كى مشغول شدى ؟ حقّش بآدم محجوب كرد ، چون آدم بآدم بديد . آنگه از آدم به خود محجوب شد ، تا حقيقت آدم نبيند . گفتندش كه « اسْجُدُوا لِآدَمَ . » « 16 » به خطابش محجوب كردند . گفت « سجود نكنم » زيرا كه بخطاب اوّل محجوب بود ، آنگه بآدم ، ديگر بنفس خود . چون حقّ او را اهل افراد

--> ( 5 ) به خدمت مخلوق SM : الى عبودية عبد مخلوق مثله فى ايجاده A ( 7 ) و چنين . . . مىجست SM : لما لم يجد مشاهدة الفردانية و الانفراد بالفرد ، لأن اللّه مكن ( با تشديد نون ) فى سره رؤية الخيرية فى نفسه و طلب الإنائية من نفسه A ( 10 ) لا خير SM : لا ضير ( ؟ ) A ( لا غير ؟ ) ( 16 ) اسْجُدُوا لِآدَمَ : سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 32